اطلاعات پايه
نام: عباسعلی
نام خانوادگی: گائینی
فیلد تخصصی: علوم ورزشي(فيزيولوژي ورزشي)
وب سایت شخصی: ندارم
سال تولد: 1336
محل تولد: قم
پست الکترونیکی: aagaeini@ut.ac.ir
وابستگی سازمانی: دانشگاه تهران

اتوبیوگرافی (در قالب فایل های صوتی)
(جهت بارگذاری روی لینک فایل صوتی کلیک راست کرده سپس گزینه save link as را انتخاب نمایید.)
رویکرد عمومی
رویکرد تخصصی

پرسش و پاسخ
رندا: چه درس هایی از فعالیت های حرفه ای شما برای نسل بعدی به یادگار باقی می ماند؟
گائینی: خود را با ديگران مشغول نکنيد، چون به قول عزيزي: اگر شروع به قضاوت مي کنيد، وقتي براي دوست داشتن انها نخواهيد داشت. اگر عظمت خود را در تحقير ديگران ببينيد، از چشم خرد پيشگان دور مي شويد. دوري از حسد، خوشي را در زندگي مي کارد و کاميابي انسان دروني است.

رندا: تاثیرگذارترین افراد در کار حرفه ای شما چه کسانی بودند؟
گائینی: آنهايي که از اهل خون و دل خوردن بودند يا به قول عطار:
ساقيا خون جگر در جام کن
گر نداري درد از ما وام کن
قدسيان را عشق هست و درد نيست
درد را جز آدمي درخورد نيست
و آن دلبري که نياسود و آتش به خرمن زد که کام در بغل گيرد.

رندا: فقط به عنوان یک سوال جانبی، اگر وارد این عرصه نشده بودید، چه می کردید؟
گائینی: شايد به قول حافظ « خرقه در ميکده ها در گرو باده بهشت » مي گذاشتم. من اين ره نه خود پوييدم، بل، ستاره اي، چند سالي در کنارم بود که او سخت مرا با روح دلنشين خود مي نواخت، شايد با او همراه مي شدم. چون قيصر امين پور ـ از نظر پاکي ـ از آن دست خوبان بود که مي گويد:
يک عمر دويدم و لب چشمه رسيدم
خشکيد و به يک جرعه نوشيدن نرسيدم

رندا: چرا به سمت این حوزه علمی سوق داده شدید؟
گائینی: واقعاً به طور دقيق نمي دانم، ولي پاسخ را شايد بتوان در اين ابيات مولانا جست:
چشم هر قومي به سويي مانده‌ست
کان طرف يک روز ذوقي رانده‌ست
ذوق جنس از جنس خود باشد يقين
ذوق جزو از کل خود باشد ببين
ور ز غير جنس باشد ذوق ما
آن مگر مانند باشد جنس را
آن که مانند است باشد عاريت
عاريت باقي نماند عاقبت
تشنه را گر ذوق آيد از سراب
چون رسد در وي، گريزد، جويد آب

رندا: جمله قصار شما برای نخبگان جوان امروز چیست؟
گائینی: در پاسخ به اين سؤال، نوشته اي را که در آغاز مقدمه يکي از کتابهايم استفاده کرده ام، مي آورم « هرچه بيشتر نوشتم، عميق تر دريافتم که در نوشتن براي زيبايي تلاش نمي کردم، تقلايم براي نجات بود.....من آدمي بودم در کشمکش و رنج، در جستجوي نجات، مي خواستم از تاريکي درونم نجات يابم و به نور بپيوندم».
و نيز اين چند بيت را از ديوان شمس
برجه، طرب را سازکن، عيش و سماع آغاز کن
خوش نيست آن دف سرنگون، ني بي نوا آويخته
دف دل گشايد بسته را، ني جان فزايد خسته را
ايـن دلگشا چـون بستـه شد؟ او جـانـفزا آويخته؟
امروز دستي برگشا، ايثار کن جان در سخا
با کفر حاتم رست؛ چون بد در سخا آويخته

رندا: در طول سال ها خدمت و فعالیت در عرصه علم و دانش، بزرگترین چالش در این حوزه را چه می دانید؟
گائینی: چالش ارزان فروشي، ادمي که فخر مخلوقات است با رشک، حسد و دروغگويي، کار علمي و زحمت ديگران را به سخره گيرد و به قول مولانا جايگاه انساني خود را کاهش مي دهد.
خويشتن نشناخت مسکين آدمي
از فزوني آمد، و شد در کمي
خويشتن را آدمي ارزان فروخت
بوداطلس، خويش بر دلقي بدوخت

رندا: در صورت تمایل، در خصوص کارهای آتی خود برایمان بگویید.
گائینی: بازهم مي کوشم، و به دنبال خانه دل مي روم. اگر خدا کمک کند تلاش مي کنم شکوفه ها بريزند. به قول مولانا:
تا بود تابان شکوفه چون زره
کي کنند آن ميوه‌ها پيدا گره
چون شکوفه ريخت، ميوه سر کند
چون که تن بشکست، جان سر بر زند
ميوه معني و شکوفه صورتش
آن شکوفه مژده، ميوه نعمتش
چون شکوفه ريخت، ميوه شد پديد
چون که آن کم شد، شد اين اندر مزيد
Copyright © 2013
Islamic World Science Citation Center (ISC)
All Rights Reserved